نامه
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩  کلمات کلیدی: دل نوشته ، محیط زیست

بخشهایی از نامه آقای رحیمی از دانشجویان حامی محیط زیست دانشگاه ارومیه به دوستداران محیط زیست:

« دوستان ما هر سال پا میشیم میایم تهران، اون همه خرج، اون همه دردسر که چی! به خودمون بگیم بله ما هم برای خودمون کسی هستیم از خطراتی که محیط زیستو تهدید می کنه آگاهیم و ...

اما به وقتی که واقعا محیط زیست به کمک ما نیاز داره کجاییم. پس دوستان یا داریم به خودمون دروغ می گیم یا واقعا برامون مهم نیست چه بلایی سر محیط زیستمون میاد. البته دوستان همه اینارو به خودم میگم چون تا اونجایی که یادمه کار یرای محیط زیستمون نکردم.  شما هم فکر نکنم کاری کرده باشی دوست عزیز محیط زیستی من. میگی کردی باشه قبول اما کجا بودی وقتی دریاچه ارومیه داشت از بین می رفت. مگه مقام معظم رهبری نگفتند که محیط زیست یک مسئله تجملاتی درجه دو نیست. مگه کل دنیا نمی گه توسعه پایدار!‌ پس به نظر شما ما چرا واسه اینجور کارها پول نداریم؟

مسئله من فقط دریاچه ارومیه نیست دریاچه ارومیه یکیشه. ولی با چشم خودم مرگشو دیدم و سخته چیزی نگم. ازتون خواهش می کنم اینو به دوستای محیط زیستی بگید که نذارید ایران سرسبز ما بشه کویر بی آب و علف و بی حیات. نذارید محیط زیستمون بشه دریاچه ارومیه‌ی مرده! »


 
یک خبر ناگوار!
ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: اخبار بد ، دل نوشته

اول لازمه عذرخواهی بکنیم بابت تاخیری که در گذاشتن این مطلب بدلیل حجم بالای کاری گردهمایی دوم داشتیم.

 همان طور که حتما همه تون در خبرها شنیدید متاسفانه ۴تن از محیط بانان زحمت کش و جان برکف این مرز و بوم در سنندج طی یک اقدام وحشیانه به رگبار گلوله بسته شده و به شهادت رسیدند.

ضمن عرض تسلیت به تمامی دوستداران و دغدغه مندان محیط زیستی، با پیوستن به موج حمایت  از این قشر زحمت کش، امیداوریم روزی شاهد حمایت و رسیدگی در خور و شایسته این عزیزان و خانواده هاشون از سوی مسئولین و محیط زیستی ها باشیم.


 
وقتی خدا گرد و خاک می کند ...
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱  کلمات کلیدی: دل نوشته

دوستان تهرانی ۵شنبه ی افتضاحی را پشت سر گذاشتند! صبح وقتی خواستم از در خانه خارج شوم نهایتا تا ١٠٠ متر قابل رویت بود. البته نه از مه صبحگاهی. از گرد و غبار شدیدی که کل تهران را در بر گرفته بود.

این اتفاق یک بار دیگر هم افتاده بود اما از چند جهت برایم جالب بود:

اول این که این اتفاق بعد از اولین گردهمایی بر و بچه های محیط زیست اتفاق افتاده بود. این قضیه نگرش من رو عوض کرده بود. داشتم فکر می کردم این گرد و غبار از کجا اومده؟ از دریاچه ی ارومیه که بچه ها می گفتن داره خشک میشه؟ یا تالاب های دور و بر کارون که می گن به علت سدهای تاسیس شده خشک شدن؟ یا از عراق و عربستان و کویت؟ یا از ...

از هر جایی که آمده باشد این نکته جالب است که این اتفاق برای اولین بارهاست! که در حال روی دادن است و شکر خدا در حال اضافه شدن به تمام مشکلات شهر تهران!

نکته دوم این که تازه دارم می فهمم مردم بیچاره ی خرمشهر یا زابل چی می کشن از این طوفان شن و گرد و غبار

نکته ی سوم: فردای همون شب قائم مقام سازمان محیط زیست اومده بود کانال ۶. می گفت هنوز معلوم نیست گرد و خاک از کجا اومده. به احتمال زیاد تا معلوم بشه مردم هم یادشون رفته و رفع این قضیه میره تا گرد و غبار بعدی!

نکته ی آخر: چه حالی کردند این کارواش ها!